167اسلاید
آیین ودایی
•در این آیین قوای طبیعی مقدس بوده و مورد تقدیس قرار می گیرد•چندگانه پرستی و خدایان متعدد رواج دارد.•شراب خواری و آتش به عنوان یک پدیده مقدس مورد احترام است•ودا در لغت به معنای دانش است و دارای چهار بخش می باشد:1 ـ ریگ ودا: قطعات حمد و ستایش است.
2 ـ سامه ودا: سروده هایی است که به هنگام نوشیدن شراب میخورند.
3 ـ ریجور ودا: ادعیه مخصوص قربانی و ذبح است.
4 ـ آتهروه ودا: قصد سحر، جادو و نفرین کردن است.
استفاده از آمار بازدید کنندگان سایت کمک زیادی به بالا بردن کیفیت سایت کند که برای این منظور به پارامتر هایی نیاز هست که در این مقاله به آن می پردازیم
این محصول در 3 صفحه و بصورت pdf است.

متد رژیمی کتوژنیک بطور خلاصه به جای تمرکز بر کاهش کالری های رسیده به بدن، بر تغییر ساختار سوخت و ساز انرژی در بدن تاکید دارد. این روش بدن را در حالتی از سوخت و ساز قرار می دهد که به آن "کتوسیس" می گویند. در حالت کتوسیس بدن برای تامین نیازهای خود به انرژی برای فعالیت های روزمره، به جای روی آوردن به منابع قندی و کربوهیدرات از منابع چربی های سالم استفاده می کند. بدین ترتیب بدن شما اصطلاحا به یک ماشین چربی سوز تبدیل می گردد.
این روش علاوه بر اینکه بر خلاف روش های مرسوم لاغری، ضعف و کاهش توانایی جسمی و ذهنی را به دنبال ندارد، بلکه به دلیل دستور های غذایی سالم و پر انرژی آن می تواند موجب کاهش وزن و به طور همزمان افزایش سطح پایداری و انرژی بدن، کنترل قند خون، افزایش تمرکز، تعدیل هورمون های زنانه و بسیاری منافع دیگر گردد.
کتابی که هم اکنون در دست شماست، دستورالعملی برای کاهش وزن، کسب سلامتی و در پیش گرفتن یک سبک زندگی مبتنی بر تغذیه سالم است که بر اساس متد نوین کتوژنیک و توسط یکی از خبره ترین مربیان تغذیه و رژیم درمانی در دنیا به رشته تحریر درآمده است.
برای دریافت بخش اول این پکیج آموزشی از طریق لینک زیر اقدام نمایید:(پس از پرداخت، لینک دانلود برای شما به نمایش درآمده و بلافاصله یک نسخه هم برایتان ایمیل خواهد شد)ا

فرمت فایل : ورد
تعداد صفحات :2
قسمتی از متن :
بسمه تعالی
مشخصات
نام دانشجو معلم:
پایه تحصیلی: چهارم
درس جلسه: سوم
زمان:45 دقیقه
محتوا (مفاهیم/ مهارت ها به تفکیک):
مهارت:
تعیین جهت های اصلی و فرعی جغرافیا ،طرز کار قطب نما (قبله نما ) ونحوه عملکرد آن.

دانلودگزارش کارآموزی مهدکودک بهاران
دانلودگزارش کارآموزی مهدکودک بهاران
نوع فعالیت : اجرای تدریس مستقل چراغ راهنمایی
ابتدا برای طرح درس چراغ راهنمایی دایره هایی با سه رنگ سبز, زرد , قرمز به تعداد کودکان برش زدم تا برای ساعت بعد آماده تدریس شوم. سپس داشتان شنل قرمزی را تعریف کردم و بعد از آن چند بازی برای سرگرم کردن کودکان از قبیل دستمال بازی, بپا نیفته و مسابقه ماست خوری که بین کودکان گذاشتیم و به آنها با عنوان جایزه یک برچسب می دادیم.
ساعت 10 تدریس خود را رائه دادم که کودکان را به اتاق فیلم بردم و از آنها خواستم که با لگوها به کمک همدیگر یک چهارراه درست کنید و سپس چراغ راهنمایی مهد را که چراغهای آن روشن و خاموش می شدند را وسط چهارراه گذاشتم یکی از کودکان را در نقش پلیس و دیگر کودکان در نقش عابر پیاده و ماشین ها گذاشتم. در حین تدریس کودکان هم بازی کردند و هم با رنگ های چراغ راهنمایی آشنا شدند هدف من این بود که کودکان با قوانین راهنمایی تا حدودی آشنا شوند. مفاهیم اجتماعی را درک کنند که خوشبختانه تا حدود زیادی توانستم این کار را به خوبی انجام دهم و بعد نیز یک شعر در این مورد برای کودکان خواندم و آنها نیز هر کدام با یک آلت موسیقی که قبلاً خود از روی میز برداشته بودند روی میز آهنگی می نواختند که این کار قابل توجه مربی نیز واقع شد چون کودکان با شور و هیجان خاصی به شعر خوانده شده گوش می دادند تا آهنگ را درست بنوازند (این یکی از کارهایی بود که در سرکلاس خانم ثابت ایمانی اجرا شده بود و من نیز طبق آن در کلاس این کار را ارائه دادم که کودکان از آن استقبال خیلی خوبی داشتند) و چند بار این کار ادامه یافت تا کودکان حدود زیادی از این آهنگ را آموختند و سپس آن دایره هایی که قبلاً بریده شده بود را به کودکان دادم و آنها دایره ها را روی چراغ راهنمایی که کشیده بودم چسباندند. سپس بعد از استراحت کوتاهی من با کودکان شروع به صندلی بازی کردیم که کودکان از این بازی لذت بردند.
گل یاسمن , تاریخ 18/11/85
نوع فعالیت : کلاس داری بصورت مستقل
گروه سنی 5-4 سال
به علت نبودن معلم مربوطه کلاس کاملاً در اختیار من بود من نیز از این فرصت استفاده کردم تا کار خودم را محک بزنم – کمی با کودکان بازی های متنوعی از قبیل گرگم و گله می برم- چشم بزار – تخم مرغ گندیده – آدم برفی – گرگم به هوا و... بازی کردم تا ساعت 5/8 که عده زیادی از کودکان وارد کلاس شدند . چند تا از شعرهای کودکان را به نحوی که در کلاس درس آموخته بودم به صورت تک خوان خواندم و سپس با نوار خواندم و کودکان نیز گوش دادند و چند دستک که قبلاً به کلاس آورده بودم را به چند تا از کودکان دادم و به کودکان دیگر نیز چند تا لگو , قرار شد بعضی از کودکان دست بزنند و چند نفر دیگر هم روی میز بزنند (البته به انتخاب خود کودکان)دلم می خواست بتوانم بفهم که کودکان از چنین کلاسی راضی هستند یا نه – که در همان لحظه نور عشق امید کودکان را در چشمان آنها خواندم , چند شعر را به همکاری کودکان خواندم و سپس ساعت 9 کودکان را برای صرف صبحانه آماده کردم حدود نیم ساعت بچه ها مشغول صبحانه خوردن بودند و من نیز برای آنها داستانهای که ذهنی برای آنها بیان می کردم را اجرا کردم به صورت نمایش عروسکی که این نمایش ها در مورد خوردن صبحانه بود در همین حال کودکی توجه مرا به خود جلب کرد . کودکی به نام امیر محمد اصلاً توجهی به خوردن غذا نداشت و هر یک لقمه ای که می خورد شاید حدود 5 دقیفه در دهان خود آن را نگه می داشت و این کار او ادامه داشت تا زنگ آخر ولی بازهم تمام نمی شد و مربی مجبور بود بقیه غذای او را به سطل زباله بیندازد. من نیز آن روز واقعاً احساس کردم. که یک مسئولیت خطیر به عهده من است. از آن روز به بعد به خودم قول دادم تا بتوانم هر دفعه یکی از مشکلات آنها را حل کنم (به قول استاد بلوکی کودکان در مدرسه زبان – قرآن – نوشتن را می آموزند ولی در کودکستان است که باید مشکلات کلامی و غیر کلامی آنها برطرف شود).
با اکتفا به این کلام کار خود را شروع کردم. علت غذا خوردن امیر محمد را از کمک مربی پرسیدم و گفتند که باید غذا را به زور به او بدهید در غیر اینصورت او غذا نمی خورد و هر غذایی را نخورد به سطل آشغال می اندازیم چون غذا ها را نباید به خانه هایشان ببرند. شروع به خواندن داستان کردم و در حین داستان خواندن یک قاچ میوه به او می دادم و داستان را می خواندم تقریباً ساعت 10 بود که صبحانه امیر محمد تمام شد و همان لحظه به خاطر تمام کردن کودک به او یک جایزه کوچک دادم که او خیلی خوشحال شد بعد از صرف صبحانه و جمع کردن غذاها یکی یکی کودکان را برای شستن دست و صورت همراهی کردم و بعد نیز بازی کشیدن و برداشتن را با کودکان انجام دادم طبق عکس روبرو
-وبازی دروازه پاها را اجرا کردم طبق عکس روبرو
-یا طرز راه رفتن حیواناتی مثل اردک – جوجه – ببر – خرس و غیره را برای کودکان آموزش دادم و سپس از آنها خواستم تا مثل آن حیوان راه بروند و صدای آن را در آورند طبق تصویر روبرو.
و چند نوع از این قبیل بازیها, سپس موزیکی برای کودکان پخش کردم و آنها نیز رقصیدند . سپس صندلی بازی کردند, معلم زبان آمدند ایشان برای درک مفهوم کلمات با کودکان بازی می کردند, کلماتی مثل هواپیما- دوچرخه و ... (ضمائم – تصویر شماره 3), قصه گویی توسط خود کودکان اجرا شد که در این نیز برای من قابل توجه بود چون در این صورت من با اشکالات کلامی کودکان آشنا می شدم پسر بچه ای به نام مهیار به.....